عبدالله مستوفى

221

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از قرارى كه ميگفتند اين بيانيه ، بكليهء فرمانفرمايان و حكام ايالات و ولايات هم مخابره شده ، تا بالاخره ، سبب بىخبرى اين چند روزه كه البته در خارج مركز موجب همه‌گونه تشويش بود ، معلوم گردد ، و خاطرها نسبة آسوده شود . اين يكى از لوازم حكومت مشروطه است ، كه كابينه‌هاى وزراء بايد مرامنامه‌اى تنظيم كنند كه خط مشى خود را بمجلس اعلام نمايند ، تا وكلاى ملت هم اين خط مشى را پسنديده ، به اين هيئت با اين خط مشى راى اعتماد بدهند . رئيس الوزراءها هرقدر متين‌تر و عملىتر باشند ، دامنهء برنامه خود را جمع‌تر كرده ، و مطالبى را در بيانيهء خود متذكر ميشوند كه بتوانند اجرا و عملى كنند ، هرقدر رئيس الوزراء هوچىتر باشد برنامهء خود را مشعشع‌تر ، و پردامنه‌تر ميكرد . اگرچه در اينوقت مجلسى نبود كه در خط مشى رئيس الوزراءها دقت كرده ، به آن رضا و به كابينه راى اعتماد بدهد ، ولى چون اصول مشروطيت برقرار بود ، رويه اين بود كه هركس رئيس الوزراء ميشد ، خط مشى خود را بعموم ملت اعلام ميكرد كه مردم از رويهء دولتى كه تازه سر كار آمده است با اطلاع باشند . ولى به همين جهت كه مجلسى نبود ، كه در خط مشى كابينه‌ها دقتى بكند اگر رئيس - الوزراء جلف و تازه‌كار بالاختصاص هوچى بود ، از چيزهائى هم كه يقين داشت بدان عمل نخواهد كرد ، داخل بيانيه‌اش مىنمود . ولى تاكنون هيچ اتفاق نيفتاده بود كه يكنفر رئيس الوزراء ، اينقدر برف انبار را به خود اجازه داده ، و تا اين اندازه خيال‌بافى كند . آنها كه اهل فكر بودند ، اين سيد را ديوانه ميپنداشتند ، زيرا فكر ميكردند اينقدر گزاف‌گوئى از مردمان معتدل الفكر ، هرگز تراوش نميكند . من قصهء مطايبهء سلطان الحكما ، با ميرزا على مستوفى بروجرد را سابقا نوشته‌ام . در اينجا بجاى « با كدام چشم ؟ » كه حكيم‌باشى بميرزا على گفته بود بايد به اين آقا بگويند ، اين همه كار با كدام پول ؟ با كدام آدم ؟ و با كدام وقت ؟ خودش هم خوب ميدانست كه عشرى از اعشار آنچه را بقلم آورده است ، نمىتواند انجام دهد . ولى چون روزنامه‌نويس و بعلاوه ، تازه‌كار و هوچى هم بود ، و در مقابل كسى را هم نميديد كه ايرادى كرده ، يا لامحاله جملهء معروف « آرامتر » را به او بگويد ، مثل اينكه ميخواهد مقاله براى روزنامهء رعد تدارك كند ، اين جمله‌ها را بقلم آورده بود . از همه مضحك‌تر ، آزاد كردن مبارك مردهء « 1 » قرارداد است ، كه ملت ايران و ملت انگليس كه طرفين معامله بودند ، اين عقد فضولى وثوق الدوله و لرد كرزن را از مدتى

--> ( 1 ) - در دوره‌اى كه داشتن غلام و كنيز زرخريد از مراسم اعيانيت بشمار مىآمد « مبارك » يكى از اسامى بود كه روى غلامها ميگذاشتند . « مبارك مرده آزاد كردن » كنايه از كار بىمايه و بىخرجى است كه با كسى به حساب آورند و منت بر او نهند ، يا كاريرا كه براى شخص ديگرى انجام داده‌اند به حساب كسى منظور نمايند ، يا كاريكه خود به خود بوسيلهء عوامل خارج انجام يافته باشد از اثر مجاهدات خود وانمود كنند . به يك بوسه دلم را شاد ميكن * مبارك مرده‌اى آزاد ميكن